جمال الدين محمد الخوانساري

19

شرح احاديث طينت ( فارسى )

نيز در آسمان هفتم باشد ، و مرا به " طينت عليين " قطعه‌ايست از گل يا خلقت و جبلتى كه از براى بهشت و مناسب رفتن به آن باشد . " دلهاى ايشان را و بدنهاى ايشان را " يعنى دلهاى پيغمبران و بدنهاى ايشان را هر دو از طينت عليين آفريده . و مراد به " دل " يا معنى ظاهر آنست كه عضو مخصوص باشد و امتياز آن در مؤمنان از اعضاى ديگر در طينت به اعتبار شرافت آن است به سبب اينكه روح اولا تعلق به آن گيرد و بعد از آن به اعضاى ديگر ، و با به اعتبار اين كه محلّ علوم و ادراكات است ، چنان كه مذهب متكلمين است ، و بنابراين " طينت " به يك از اين دو معنى كه مذكور شد مىتواند بود ؛ يا نفس مجرد است كه اطلاق " دل " بر آن نيز شايع است و بنابراين مراد به " طينت عليين " خلقت و جبلتى است كه مناسب عليّين باشد نه از گل بهشت ، زيرا كه خلق مجرّد از مادى معقول نمىماند . و " آفريده است دلهاى مؤمنان را از آن طينت يعنى مؤمنان ، دلهاىشان به معنى ظاهر يا نفوس ايشان از آن طينت است . و " بدنهاى ايشان از پستتر از آن " يعنى از گل پستتر از آن گل يا خلقت و جبلتى پستتر از آن خلقت و جبلت . و بر هر تقدير ممكن است كه آن طينت نيز طينت عليين باشد ، نهايت مرتبهء پستتر از آن باشد ، و طينت دلها مرتبهء بالاتر از آن باشد . و ممكن است كه قسم ثالثى باشد از طينت كه نه طينت عليين باشد و نه طينت سجين . " و آفريده است كافران را از طينت سجين " مراد به سجين جهنم است يعنى از گل جهنم يا خلقتى و جبلتى كه مناسب جهنم و رفتن به آن باشد . " پس آميزش داده ميان دو طينت " پوشيده نيست كه ظاهر اين كلام اينست كه طينت ابدان مؤمنان نيز از طينت عليين باشد ، امّا مرتبه‌اى باشد پستتر از مرتبهء طينت دلهاى ايشان ، چنان كه اولا ذكر كرديم كه اگر قسم ثالثى باشد ظاهر اين بود كه بفرمايند كه آميزش داده ميانهء آن سه طينت ، و مراد اين است كه هر دو گلها را باهم آميخته و حضرت آدم را از آن خلق كرده ، يا اينكه او را خلقى كرده كه در